1393 فروردين
جمعه
29

   

سخن روز

ای عدالت  مرا در زمره ی عاشقان خود بپذیر،و فیضی بخش تا سیمای تو را در پس پرده ی پندار و ریا از ستم بازشناسم من نیز در برابر؛ سراسر منطق را به پای تو می ریزم و همه ی قوانین را به سوی تو می کشم،باشد که این معامله به هدایت اندیشه ی من و چیرگی تو بر لشکر ظلم انجامد

باب چهارم ـ تجديدنظر

فصل اول ـ احکام و قرارهای‌قابل نقض و تجدیدنظر

فصل اول ـ احکام و قرارهای‌قابل نقض و تجدیدنظر
ماده 326 ـ این ماده و تبصره های آن به موجب ماده 39 الحاقی 1381/7/28 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1373 و اصلاحات بعدی آن نسخ شده است.
ماده 327 ـ با توجه به نسخ ماده 326، این ماده به طور ضمنی نسخ شده است.
ماده 328 ـ با توجه به نسخ ماده 326، این ماده به طور ضمنی نسخ شده است.
ماده 329 ـ این ماده با توجه به نسخ ماده 326 و تبصره های آن، نسخ ضمنی شده است.
 

صل دوم ـ آرای قابل‌تجدیدنظر


ماده 330 ـ آرای دادگاههای عمومی و انقلاب در امور حقوقی‌ قطعی است‌، مگر در مواردی که طبق قانون قابل درخواست ‌تجدیدنظر باشد.
ماده 331 ـ احکام زیر قابل درخواست‌تجدیدنظر می‌باشد:
الف ـ در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون‌(000 000 3) ریال متجاوز باشد.
ب ـ کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی‌.
ج ـ حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل‌دعوا قابل تجدیدنظر باشد.
تبصره ـ احکام مستند به‌اقرار در دادگاه یا مستند به رای یک یا چندنفرکارشناس که طرفین کتبا رای آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند قابل‌درخواست تجدید نظر نیست مگر درخصوص‌صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رای‌.
ماده 332 ـ قرارهای زیر قابل‌تجدیدنظر است‌، در صورتی که حکم‌راجع به اصل دعوا قابل درخواست‌تجدیدنظر باشد:
الف ـ قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شود.
ب ـ قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا.
ج ـ قرار سقوط دعوا.
د ـ قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.
ماده 333 ـ در صورتی که طرفین دعوا با توافق کتبی‌حق‌تجدیدنظرخواهی خود را ساقط کرده باشند تجدیدنظر خواهی ‌آنان مسموع نخواهد بود مگر در خصوص‌ صلاحیت دادگاه یا قاضی‌صادرکننده رای‌.
ماده 334 ـ مرجع تجدیدنظر آرای دادگاههای عمومی و انقلاب هرحوزه‌ای‌، دادگاه‌تجدیدنظر مرکز همان استان می‌باشد.
ماده 335 ـ اشخاص زیر حق درخواست‌ تجدیدنظر دارند:
الف ـ طرفین دعوا یا وکلا و یا نمایندگان قانونی آنها.
ب ـ مقامات مندرج در تبصره (1) ماده (326) در حدود وظایف ‌قانونی خود
 

فصل سوم ـ مهلت‌تجدیدنظر


ماده 336 ـ مهلت درخواست ‌تجدیدنظر اصحاب دعوا، برای ‌اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت ‌واخواهی است‌.
ماده 337 ـ هرگاه یکی از کسانی که حق‌تجدیدنظر خواهی دارند قبل‌از انقضای مهلت‌ تجدیدنظر ورشکسته یا محجور یا فوت شود، مهلت‌ جدید از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار در مورد ورشکسته به مدیر تصفیه و در مورد محجور به قیم و در صورت فوت به وراث یا قائم‌مقام یانماینده قانونی وارث شروع می‌شود.
ماده 338 ـ اگر سمت یکی از اشخاص که به عنوان نمایندگی ازقبیل ولایت یا قیمومت و یا وصایت در دعوا دخالت داشته‌اند قبل از انقضای مدت‌تجدیدنظرخواهی زایل گردد، مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ‌حکم یا قرار به کسی که به این سمت تعیین می‌شود شروع خواهد شد واگر زوال این سمت به واسطه رفع حجر باشد،مهلت‌تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به کسی که از وی‌رفع حجر شده است شروع می‌گردد

فصل چهارم ـ دادخواست و مقدمات رسیدگی‌


ماده 339 ـ متقاضی‌تجدیدنظر باید دادخواست خود را ظرف مهلت ‌مقرر به‌دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه‌تجدیدنظریا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است‌، تسلیم نماید.
هریک از مراجع یاد شده در بالا باید بلافاصله پس از وصول ‌دادخواست آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام متقاضی و طرف‌ دعوا، تاریخ تسلیم‌، شماره ثبت و دادنامه به تقدیم‌کننده تسلیم و در روی کلیه برگهای دادخواست‌تجدیدنظر همان تاریخ را قید کند. این‌تاریخ‌، تاریخ ‌تجدیدنظر خواهی محسوب می‌گردد.
تبصره 1 ـ در صورتی که دادخواست به دفتر مرجع‌تجدیدنظریابازداشتگاه داده شود به شرح بالا اقدام و دادخواست را به دادگاه‌صادرکننده رای ارسال می‌دارد.
چنانچه دادخواست‌ تجدیدنظر در مهلت قانونی تقدیم شده باشد،مدیردفتر دادگاه بدوی پس از تکمیل آن‌، پرونده را ظرف دو روز به‌مرجع‌تجدیدنظر ارسال می‌دارد.
تبصره 2 ـ در صورتی که دادخواست خارج از مهلت داده شود و یا در مهلت قانونی رفع نقص نگردد، به موجب قرار دادگاه صادرکننده‌رای بدوی رد می‌شود.
این قرار ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ در مرجع ‌تجدید نظر قابل‌اعتراض است‌، رای دادگاه‌تجدیدنظر قطعی است‌.
تبصره 3 ـ دادگاه باید ذیل رای خود، قابل‌تجدیدنظر بودن یا نبودن‌رای و مرجع‌تجدیدنظر آن را معین نماید. این امر مانع از آن نخواهدبود که اگر رای دادگاه قابل‌تجدیدنظر بوده و دادگاه آن را قطعی اعلام‌کند، هریک از طرفین درخواست ‌تجدیدنظر نماید.
ماده 340 ـ در صورتی که در مهلت مقرر دادخواست ‌تجدیدنظر به‌مراجع مذکور در ماده قبل تقدیم نشده باشد، متقاضی‌ تجدیدنظر بادلیل و بیان عذر خود تقاضای‌تجدیدنظر را به دادگاه صادرکننده رای‌ تقدیم می‌نماید. دادگاه مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده که به‌موجب عدم تقدیم دادخواست در مهلت مقرر بوده رسیدگی و درصورت وجود عذر موجه نسبت به پذیرش دادخواست ‌تجدید نظر اتخاذ تصمیم می‌نماید.
تبصره ـ جهات عذر موجه همان موارد مذکور در ذیل ماده (306)می‌باشد.
ماده 341 ـ در دادخواست باید نکات زیر قید شود:
1 ـ نام و نام خانوادگی واقامتگاه و سایر مشخصات‌تجدیدنظرخواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.
2 ـ نام و نام خانوادگی‌،اقامتگاه و سایر مشخصات‌تجدیدنظر خوانده‌.
3 ـ حکم یا قراری که از آن درخواست‌تجدیدنظر شده است‌.
4 ـ دادگاه صادرکننده رای‌.
5 ـ تاریخ ابلاغ رای‌.
6 ـ دلایل‌تجدیدنظر خواهی‌.
ماده 342 ـ هرگاه دادخواست‌دهنده عنوان قیمومت یا ولایت یاوصایت یا وکالت یا مدیریت شرکت و امثال آن را داشته باشد بایدرونوشت یا تصویر سندی را که مثبت سمت او می‌باشد، پیوست‌دادخواست نماید.
ماده 343 ـ دادخواست و برگهای پیوست آن باید در دو نسخه و درصورت متعدد بودن طرف به تعداد آنها بعلاوه یک نسخه باشد.
ماده 344 ـ اگر مشخصات تجدید نظر خواه در دادخواست معین‌نشده و معلوم نباشد که دادخواست دهنده چه کسی می‌باشد یا اقامتگاه‌ او معلوم نباشد و قبل از انقضای مهلت‌، دادخواست تکمیل یا تجدیدنشود پس از انقضای مهلت دادخواست یادشده به موجب قراردادگاهی‌که دادخواست رادریافت نموده رد می‌گردد. این قرار نسبت به‌اصحاب‌دعوا ظرف ده روز از تاریخ الصاق به دیوار دادگاه قابل‌اعتراض دردادگاه تجدید نظر، خواهد بود.
تبصره ـ مهلت مقرر دراین ماده و ماده (336) شامل موارد نقض‌مذکور در ماده (326) نخواهد بود.
ماده 345 ـ هر دادخواستی که نکات یاد شده در بندهای (2، 3، 4، 5و 6) ماده (341) و مواد (342) و (343) در آن رعایت نشده باشد به‌جریان نمی‌افتد و مدیردفتر دادگاه بدوی ظرف دو روز از تاریخ وصول‌دادخواست‌، نقایص را به طور تفصیل به دادخواست دهنده به طور کتبی اطلاع داده و از روز ابلاغ ده روز به او مهلت می‌دهد که نقایص را رفع کند و اگر محتاج به تجدید دادخواست است آن را تجدید نماید،در غیر این صورت برابر تبصره (2) ماده (339) اقدام خواهد شد.
ماده 346 ـ مدیر دفتر دادگاه بدوی ظرف دوروز از تاریخ وصول‌دادخواست و ضمایم آن و یا پس از رفع نقص‌، یک نسخه از دادخواست و پیوست‌های آن را برای طرف دعوا می‌فرستد که ظرف ده‌روز از تاریخ ابلاغ پاسخ دهد، پس از انقضای مهلت یاد شده اعم از این‌که پاسخی رسیده یا نرسیده باشد، پرونده را به مرجع تجدید نظرمی‌فرستد.
ماده 347 ـ تجدید نظرخواهی از آرای قابل تجدید نظر که در قانون‌احصاء گردیده مانع اجرای حکم خواهد بود، هر چند دادگاه صادرکننده رای آن را قطعی اعلام نموده باشد مگر در مواردی که طبق ‌قانون استثنا شده باشد

فصل پنجم ـ جهات تجدید نظر


ماده 348 ـ جهات درخواست تجدید نظر به قرار زیر است‌:
الف ـ ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه‌.
ب - ادعای فقدان شرایط قانونی‌شهادت شهود.
ج ـ ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی‌.
د ـ ادعای عدم‌صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای‌.
هـ ـ ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی‌.
تبصره ـ اگر درخواست تجدید نظر به استناد یکی از جهات مذکوردر این ماده به عمل آمده باشد در صورت وجود جهات دیگر، مرجع‌تجدید نظر به آن جهت هم رسیدگی می‌نماید.
ماده 349 ـ مرجع تجدید نظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته‌ رسیدگی می‌نماید.
ماده 350 ـ عدم رعایت شرایط قانونی دادخواست و یا عدم رفع نقص ‌آن در موعد مقرر قانونی در مرحله بدوی موجب نقض رای در مرحله‌تجدید نظر نخواهد بود. در این موارد دادگاه تجدید نظر به دادخواست‌دهنده بدوی اخطار می‌کند که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ نسبت به رفع‌نقص اقدام نماید. در صورت عدم اقدام و همچنین در صورتی که‌ سمت دادخواست دهنده محرز نباشد دادگاه رای صادره را نقض و قراررد دعوای بدوی را صادر می‌نماید.
ماده 351 ـ چنانچه دادگاه تجدید نظر در رای بدوی غیر از اشتباهاتی از قبیل اعداد، ارقام‌، سهو قلم‌، مشخصات طرفین و یا ازقلم افتادگی در آن قسمت از خواسته که به اثبات رسیده اشکال‌دیگری ملاحظه نکند ضمن اصلاح رای‌، آن را تایید خواهد کرد.
ماده 352 ـ هرگاه دادگاه تجدید نظر، دادگاه بدوی را فاقدصلاحیت‌محلی یا ذاتی تشخیص دهد رای را نقض و پرونده را به مرجع صالح‌ارسال می‌دارد.
ماده 353 ـ دادگاه تجدید نظر درصورتی که قرار مورد شکایت رامطابق با موازین قانونی تشخیص دهد آن را تایید می‌کند. در غیر این‌صورت پس از نقض‌، پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه‌ صادرکننده قرار عودت می‌دهد.
ماده 354 ـ قرار تحقیق و معاینه محل در دادگاه تجدید نظر توسط‌ رییس دادگاه یا به دستور او توسط یکی از مستشاران شعبه اجرامی‌شود و چنانچه محل اجرای قرار در شهر دیگر همان استان باشددادگاه تجدید نظر می‌تواند اجرای قرار را از دادگاه محل درخواست‌نماید و در صورتی که محل اجرای قرار در حوزه قضایی استان دیگرباشد با اعطای‌نیابت قضایی به دادگاه محل‌، درخواست اجرای قرار راخواهد نمود.
تبصره ـ درمواردی که مبنای رای دادگاه فقط گواهی گواه یا معاینه‌محل باشد توسط قاضی صادرکننده رای انجام خواهد شد مگر این که‌گزارش مورد وثوق دادگاه باشد.
ماده 355 ـ در صورتی که دادگاه تجدید نظر قراردادگاه بدوی را درمورد رد یا عدم استماع دعوا به جهت یاد شده در قرار، موجه نداند ولی‌به جهات قانونی دیگر دعوا را مردود یا غیر قابل استماع تشخیص‌دهد، در نهایت قرار صادره را تایید خواهد کرد.
ماده 356 ـ مقرراتی که در دادرسی بدوی رعایت می‌شود در مرحله‌تجدید نظر نیز جاری است مگر این که به موجب قانون ترتیب دیگری‌مقرر شده باشد.
ماده 357 ـ غیر از طرفین دعوا یا قائم مقام قانونی آنان کس دیگری‌نمی‌تواند در مرحله تجدید نظر وارد شود، مگر در مواردی که قانون‌مقرر می‌دارد.
ماده 358 ـ چنانچه دادگاه تجدید نظر ادعای تجدید نظرخواه را موجه‌تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادرمی‌نماید. درغیر این صورت با رد درخواست و تایید رای‌، پرونده را به ‌دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.
ماده 359 ـ رای دادگاه تجدید نظر نمی‌تواند مورد استفاده غیر طرفین‌ تجدید نظرخواهی قرار گیرد، مگر در مواردی که رای صادره قابل‌تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به اشخاص دیگر هم‌که مشمول رای بدوی بوده و تجدید نظر خواهی نکرده‌اند تسری‌خواهد داشت‌.
ماده 360 ـ هرگاه در تنظیم و نوشتن رای دادگاه تجدید نظر،سهو یا اشتباهی رخ دهد همان دادگاه با رعایت ماده (309) آن را اصلاح‌خواهد کرد.
ماده 361 ـ تنظیم دادنامه و ابلاغ آن به ترتیب مقرر در مرحله بدوی‌ می‌باشد.
ماده 362 ـ ادعای جدید در مرحله تجدید نظر مسموع نخواهد بود ولی موارد زیر ادعای جدید محسوب نمی‌شود:
1ـ مطالبه قیمت محکوم به که عین آن موضوع رای بدوی بوده و یا مطالبه عین مالی که قیمت آن در مرحله بدوی مورد حکم قرار گرفته‌است‌.
2ـ ادعای اجاره بها و مطالبه بقیه اقساط آن و اجرت المثل و دیونی که‌موعد پرداخت آن در جریان رسیدگی بدوی‌، رسیده و سایر متفرعات ‌از قبیل ضرر و زیان که در زمان جریان دعوا یا بعد از صدور رای بدوی‌ به خواسته اصلی تعلق گرفته و مورد حکم واقع نشده یا موعد پرداخت‌ آن بعد از صدور رای رسیده باشد.
3ـ تغییر عنوان خواسته از اجرت المسمی به اجرت المثل یا بالعکس‌.
ماده 363 ـ چنانچه هریک از طرفین ‌دعوا دادخواست‌ تجدیدنظر خودرا مسترد نمایند، مرجع تجدید نظر قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر را صادر می‌نماید.
ماده 364 ـ در مواردی که رای دادگاه تجدید نظر مبنی بر محکومیت ‌خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی حاضرنبوده و لایحه دفاعیه و یا اعتراضیه‌ای هم نداده باشند رای دادگاه ‌تجدید نظر ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ واقعی به محکوم علیه ‌یا وکیل او قابل‌ اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدید نظرمی‌باشد، رای صادره قطعی است‌.
ماده 365 ـ آرای صادره در مرحله تجدید نظر جز در موارد مقرر در ماده(326)قطعی می‌باشد.

 

 

 
نظرسنجی
آیا امکانات و اطلاعات سایت پاسخگوی نیاز شما بوده است ؟